یازدهم دی 92
سلام خوشگل مامان. عشق من چطورهههه؟
دخترنازم دیروز بیست و هشتم صفر بود و خونه دایی جونم بودیم. وای نمیدونی ک چقد همه شما رو گرفتن تو یغلشونو و گفتن چ نانازخانم دخملتون. شمام تا تونستی با بچه ها بازی کردی فدات بشم ک معنی بازی کردنو میفهمی و بلند بلند قهقه میزنی. از میون بچه ها با امیرحسین راهله جون خیلی جوریییی . امیرحسام وهم ک با قلدری میومد و برات چیزی میاورد قربونش بشم. آخ نگو ک آرش چشم ازت برنمیداشت و هرجا بودی میومد کنارت و میگف منم از این خواهرا میخوامممم. عرشیاجونم خیلی بات بازی کرد. از همه بیشتر راهله چلوندت و شمارو برد پیش خواهرشوهراش و کلی تعریف کرد خلاصه بگم دخترم اینقد شیرین و خواستنی هستی. امروزم باهم تا ده و نیم خواب بودیم اصلا یاد نمیدم تو این مدتی ک ب دنیا اومدی تا این وقت خواب بوده باشم. البته دیشب و پریشب دیر خوابیدیم دیروزم حسابی خسه شدی منم هرزگاهی ب ساعت وشیم نگا میکردمو در تعجب باز چرت میزدم . اینم روزای منو دختریمه بعدم بیدار شدی بردمت حمام و الانم شیرتو خوردی و رفتی واسه نوبت دوم لالا . دوست دارم دختر گلمممممم
منظورم از دوست داشتن این نیس ک چون عشقمی ب اون چیزایی ک من میخوام برسی و اونطوری ک من دوس دارم باشی نه اصلااااااا من فقط تنها چیزی ک از دوست داشتن میخوام اینه ک همیشه هر جا ک بودی لبت خندون باشه همین دخترممممم
منم از الان خیلی برنامه ها برات دارم و اجراشون میکنم ولی تا زمانی ادامه داره ک خودت بخوای هیچ اجباری تو هیچی نداری عزیزم. تو دوره ما ک متاسفانه مادرها البته نه همشون فقط فک میکنن حرف حرف خودشونه و سریع هم ناراحت میشن من اینا رو رو حساب جاهلیتشون میذارم فک میکنن با ب دنیا اوردن بچه ای مالکیت تام الاختیار دارن نمیدونن هر بچه ای ک بدنیا میاد پدرو مادر فقط کنار بچن تا ب بهتر بزرگ شدنش کمک کنن . من شمارو انسانی کامل میدونم عزیزم حتی الان ک کوچولویی منو بابایی هستیم ک تنها نباشی . از خدام میخوام ک اون اشتباهاتیو ک همه تکرار میکننو ما تکرار نکنیم نگرانیای الکی و پوچ دخالتهای بی جا جالبه فکرم میکنن چون مادرن اجازه هرنوع دخالتی و دارن من این موردا رو ب وفور دیدمو میبینم دخترگلم ولی مطمن باش من همیشه مثه ی کوه استوار پشت هستم تا ب هرچ خودت دوس داری و خودت لذت میبری برسی ب هیچ عنوان هم ب کسی اجازه دخالت ب کارات و نمیدم و ندادم . شاد باش زندگی کن گذشته هیچی و درست نمیکنه دخترم بفکر پیشرفت باش ولی یادت باشه اول از همه باید لبت خندون باشههههههه جیگر مامان تو شاد باشی منم هیچ چی کم ندارممممم . عاشقتم دخترگلم با نفسات زندگی میکنم با خنده هات انرژی میگیرمو با گریه هات هم یاد اون لحظه ای ک از درد ب خودم میپیچیدم و گریه میکردم ولی تا تو رو گذاشتن تو بغلم انگار ن انگار دردی هم بودددددد فقط سعی میکردم با بیهوشی ک هنوز اثر داشت چشمامو باز نگه دارم تا شمایی ک نه ماه تو وجودم بودی و ببینم . میفتم . خدا نصیب تمام خانوما بکنه اون لحظه رو
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یازدهم دی 92
