پانزدهم آذر92
سلام عشق مامان .گل دخترم چطورههههه؟ عزیزم شرمندتم نشده این چند وقت بیام برات بنویسم . راستش اصلا رو مود نوشتن نبودم عزیز مامان. ی هفته ای ک بابانبود ازبک بود و کلا دپرس شده بودم الانم خیلی رو فرم نیستم مامانی ولی خودمو مقید کردم ک برات چند خطی ب یادگاری بذارم.عزیزدلم چند وقته حدود ده روزی هست ک کاملا میشینی و تعادل داری هنوز دندون درنیاوردی چهاردست و پام نمیری ولی یاد گرفتی بلند میشی وامیستی.خیلی حرف میزنی و کلمات دد دادا بابا اگا ماما آدا و خیلی چیزا دیگه رو میگی من فدای اون خنده ها و ذوق زدنات بشممممم.عزیزدلم ی خبر خوش برات دارممممم خاله جوووووون ی فرشته ی ناز و اسمونی تو شمکش دارههههه ببین چ خاله خوبی داری برا آنیتاجونش ی دخترخاله یا پ...
نویسنده :
مامان آنیتا
22:46
بیست ونهم آبان 92
بیست وششم آبان 92
عزیزدلم ششمین ماهگردت مباررررررک عزیزم بیست و سوم مصادف با روز عاشورابود و ماخونه خاله راضی بودیمممم ولی ب یاد ششمین ماهگردت بودیمو برامون عزیزبود شرمنده عزیزم ب اینترنت دسترسی نداشتمو نتونستم بیام برات پیام تبریک بذارم تبریک منو بابا رو با سه روز تاخیر بپذیرر نیم سالگی دختر نازممممممم مباررررررررک . هوررررررررررررا خداجون شکرت بابت تمام چیزایی ک ب ما عطا فرمودی
نویسنده :
مامان آنیتا
21:56



