آنیتا جوونمآنیتا جوونم، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره

آنیتا دختر گل مامان و بابایی

شانزدهم آذر92

دخترنازم فردا سالگردازدواج من و باباجونهههه. چشم بهم زدیم هشت سال گذشت. خدایا شکرت ک هیچ وقت تنهامون نذاشتی شکرت ک اون وقتایی ک خیلیا دلمونو شکستن کنارمون بودی و با لبخندت مارو ب ارامش دعوت کردی. شکرت ک همیشه وجودت تو ذهن و جونمونو زندگیکون پررنگ بوده و هست البته نه اون مدلی ک خیلیا تظاهرمیکنن. امسال اولین سالیه ک دخترم کنارمون بود واقعا عالی بود و ب یلدماندنی و البته اولین سالیم هست ک خاله شدم ک باز این هم تاثیر زیادی رو این قضیه و پرفکت ترشدنش دارشتههههه خدایا ی جمله میتونم بگم اونم مثه همیشه شاکرتم . دوست دارم دخترم سرشبی رفتم بیرون سه تایی وای ک نمیدونی عجب شیطونو خوردنی شدی تو مسیر دایم با لبو دهنو زبون بازی کردی ای مادر بفدات عسیسم ع...
16 آذر 1392

پانزدهم آذر92

سلام عشق مامان .گل دخترم چطورههههه؟ عزیزم شرمندتم نشده این چند وقت بیام برات بنویسم . راستش اصلا رو مود نوشتن نبودم عزیز مامان. ی هفته ای ک بابانبود ازبک بود و کلا دپرس شده بودم الانم خیلی رو فرم نیستم مامانی ولی خودمو مقید کردم ک برات چند خطی ب یادگاری بذارم.عزیزدلم چند وقته حدود ده روزی هست ک کاملا میشینی و تعادل داری هنوز دندون درنیاوردی چهاردست و پام نمیری ولی یاد گرفتی بلند میشی وامیستی.خیلی حرف میزنی و کلمات دد دادا بابا اگا ماما آدا و خیلی چیزا دیگه رو میگی من فدای اون خنده ها و ذوق زدنات بشممممم.عزیزدلم ی خبر خوش برات دارممممم خاله جوووووون ی فرشته ی ناز و اسمونی تو شمکش دارههههه ببین چ خاله خوبی داری برا آنیتاجونش ی دخترخاله یا پ...
15 آذر 1392

بیست وششم آبان 92

عزیزدلم ششمین ماهگردت مباررررررک عزیزم بیست و سوم مصادف با روز عاشورابود و ماخونه خاله راضی بودیمممم ولی ب یاد ششمین ماهگردت بودیمو برامون عزیزبود شرمنده عزیزم ب اینترنت دسترسی نداشتمو نتونستم بیام برات پیام تبریک بذارم تبریک منو بابا رو با سه روز تاخیر بپذیرر نیم سالگی دختر نازممممممم مباررررررررک . هوررررررررررررا خداجون شکرت بابت تمام چیزایی ک ب ما عطا فرمودی
26 آبان 1392